حرف های فیروزه ای

صبحدم پيك مسيحا دم جانان آمد

8 4

صبحدم پيك مسيحا دم جانان آمد گفت برخيز كه آرام دل و جان آمد سحر از پرده نشينان حريم خلوت نغمه برخاست كه شاهنشه خوبان آمد عاشقان را رسد اين طرفه بشارت زسروش كه سحرگاه شب نيمه شعبان آمد مى ‏كند مرغ سحر زمزم بر شاخ گل كه ز نرگس ثمرى پاك بدوران آمد وارث تاج نبى اوست كه با ...

Read More »

مولای من! سال نو که بدون حضور شما تحویل شد …

654

مولای من! یا صاحب العصر و الزمان (عج) ! سال نو که بدون حضور شما تحویل شد و بهار طبیعت، بدون گل وجود مبارکت فرا رسید … اما کاش این جمعه بیایی …  کاش … … این همه دوری، برای دل من کافی نیست … ؟ منتظرم آقا … امام صادق علیه السلام: هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما در آن منتظر ...

Read More »

از های و هو افتاد دنیا با سکوتت

حضرت-زهرا6 copy

گل‌های عالم را معطر كرده بويت ای آن‌كه می گردد زمين در جست و جويت يادش بخير آن روزها ريحان به ريحان می‌چيد پيغمبر بهشت از رنگ و بويت سياره‌ها را در نخی می‌چیدی آرام می‌ساختی تسبيحی از خاک عمويت برداشتند از سفره.ات نان، مردم شهر جرعه به جرعه آب خوردند از سبويت درهای رحمت باز می‌شد با دعايت دردا ...

Read More »

افسوس كه درس انتظار را در مدرسه نگفتند

5665

افسوس معلم ریاضی هیچگاه”حساب”روزهای نبودن و بی کسی تورا نگفت! معلم”انشا”هیچوقت نگفت که از”محبت”به تو انشابنویسیم! گله داریم که هیچ کس هیچوقت “جغرافیای ظهورت” را برایمان ترسیم نکرد! “تاریخ غیبتت” را برایمان شرح ندادند و نگفتن که چه کرده ایم که اینگونه به تاریخ نبودنت عادت کرده ایم… معلم اجتماعی به ما نگفت که در”اجتماع”ما کسی هست که نظاره گر ...

Read More »

رها شدند خلایق ز بند سیطره ها

JM12

زمین به لرزه در آمد، شکست کنگره ها رها شدند خلایق ز بند سیطره ها شبی که آتش آتشکده فروکش کرد شبی که خاتمه می یافت رقص دایره ها صدای همهمه ی موبدان زرتشتی هنوز مانده به گوش تمام شب پره ها شب ولادت فرخنده ی بهاری سبز شب وفات زمستان سرد دلهره ها دوباره نور و طراوت به خانه ...

Read More »

شما درست می فرمایید

Untitled-1 copy

یکی از تجار بازار ورشکسته شد و چک هایش برگشت و طلبکارها زیر فشارش گذاشتند و درمانده شد. یکی از دوستانش که از ماجرا مطّلع شد، به او گفت من مشکلت را حل می کنم؛ از فردا هر یک از طلب کارها که به سراغت آمد ، هر چه گفت، بگو شما درست می فرمایید. فردا طلب کارها که آمدند ...

Read More »

نمی خواهم لبخندبرلبانت بنشانم…

JM6

سلام آقاجان؛ بازدردل با تو ،بازگله دارم ازخود بازقصه بی لیاقتی من،بازقصه دلنوازی تو بازقصه حالم دلم خوش نیست ، بازاین من و این مهربانی تو بازهم باز بدهکارشدم من، وبازهم بازطلبکارشدی تو ودوباره بازمی گویم قصه بی لیاقتی خود ، وبازقصه ی آقایی تو… میگویم: -چشمانم لیاقت دیدارت راندارندکه بخواهم ببینمت… -گوشهایم آنقدرمحرم نشدندکه بخواهم صدایت رابشنوم… -دلم آنقدرپراست ...

Read More »

سهمش ازتوفقط دیدن گنبد”فیروزه ای”جمکرانت باشد…

61 copy

  نشسته ام! دیگرقایق نخواهم ساخت.. پشت دریا هاهرخبری که می خواهدباشد،باشد! وقتی ازشما خبری نیست قایق می خواهم چکار… مراهمین جزیره کوچک تنهایی هایم بس است… ای کاش میدانستم خانه ات کجاست وکدام مکان شمارادرخودجای داده..! برمن سخت است که مردم را ببینم ولی چشمانم ازدیدن شما محروم باشند..! برمن سخت است که مشکلات وگناهان ما شما راناراحت ومحزون ...

Read More »

از خدا هر وقت که اذن محرم خواستم / پيشتر از آن ظهورت را دمادم خواستم

5yhrtyghdry546546y54yh

از خدا هر وقت که اذن محرم خواستم پيشتر از آن ظهورت را دمادم خواستم هر زمان هم رخصت سينه زدن مي خواستم پشت بندش ديده اي از اشک زمزم خواستم خواستم در اين عزاداري بساطي جور را تا که خرج تو شوم رزقي فراهم خواستم صبح گريه مي کني تا شب، و شب تا صبح را گريه کردن را ...

Read More »

باز محرّم رسيد ماه عزاي حسين

840

باز محرّم رسيد ماه عزاي حسين سينه ما مي‌شود کرب و بلاي حسين کاش خدا قستم رزق حلالي کند تا که توانم کنم خرج عزاي حسين کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه تا که بگيرم صفا من ز صفاي حسين هرکه عزدار اوست شيعه و غمخوار اوست ناله او مي‌دهد سوز صداي حسين مادر او فاطمه خوب ...

Read More »