شعر

صبحدم پيك مسيحا دم جانان آمد

8 4

صبحدم پيك مسيحا دم جانان آمد گفت برخيز كه آرام دل و جان آمد سحر از پرده نشينان حريم خلوت نغمه برخاست كه شاهنشه خوبان آمد عاشقان را رسد اين طرفه بشارت زسروش كه سحرگاه شب نيمه شعبان آمد مى ‏كند مرغ سحر زمزم بر شاخ گل كه ز نرگس ثمرى پاك بدوران آمد وارث تاج نبى اوست كه با ...

Read More »

از های و هو افتاد دنیا با سکوتت

حضرت-زهرا6 copy

گل‌های عالم را معطر كرده بويت ای آن‌كه می گردد زمين در جست و جويت يادش بخير آن روزها ريحان به ريحان می‌چيد پيغمبر بهشت از رنگ و بويت سياره‌ها را در نخی می‌چیدی آرام می‌ساختی تسبيحی از خاک عمويت برداشتند از سفره.ات نان، مردم شهر جرعه به جرعه آب خوردند از سبويت درهای رحمت باز می‌شد با دعايت دردا ...

Read More »

رها شدند خلایق ز بند سیطره ها

JM12

زمین به لرزه در آمد، شکست کنگره ها رها شدند خلایق ز بند سیطره ها شبی که آتش آتشکده فروکش کرد شبی که خاتمه می یافت رقص دایره ها صدای همهمه ی موبدان زرتشتی هنوز مانده به گوش تمام شب پره ها شب ولادت فرخنده ی بهاری سبز شب وفات زمستان سرد دلهره ها دوباره نور و طراوت به خانه ...

Read More »

سهمش ازتوفقط دیدن گنبد”فیروزه ای”جمکرانت باشد…

61 copy

  نشسته ام! دیگرقایق نخواهم ساخت.. پشت دریا هاهرخبری که می خواهدباشد،باشد! وقتی ازشما خبری نیست قایق می خواهم چکار… مراهمین جزیره کوچک تنهایی هایم بس است… ای کاش میدانستم خانه ات کجاست وکدام مکان شمارادرخودجای داده..! برمن سخت است که مردم را ببینم ولی چشمانم ازدیدن شما محروم باشند..! برمن سخت است که مشکلات وگناهان ما شما راناراحت ومحزون ...

Read More »

از خدا هر وقت که اذن محرم خواستم / پيشتر از آن ظهورت را دمادم خواستم

5yhrtyghdry546546y54yh

از خدا هر وقت که اذن محرم خواستم پيشتر از آن ظهورت را دمادم خواستم هر زمان هم رخصت سينه زدن مي خواستم پشت بندش ديده اي از اشک زمزم خواستم خواستم در اين عزاداري بساطي جور را تا که خرج تو شوم رزقي فراهم خواستم صبح گريه مي کني تا شب، و شب تا صبح را گريه کردن را ...

Read More »

باز محرّم رسيد ماه عزاي حسين

840

باز محرّم رسيد ماه عزاي حسين سينه ما مي‌شود کرب و بلاي حسين کاش خدا قستم رزق حلالي کند تا که توانم کنم خرج عزاي حسين کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه تا که بگيرم صفا من ز صفاي حسين هرکه عزدار اوست شيعه و غمخوار اوست ناله او مي‌دهد سوز صداي حسين مادر او فاطمه خوب ...

Read More »

بارها ديدم تو را نشناختم…!!

65

بارها دیدم تورا اما تو را نشناختم لاله از باغ رخت چیدم ولی نشناختم همچو گل کز دیدن خورشید می خندد به صبح برگل روی توخندیدم ولی نشناختم کعبه را کردم بهانه تابگردم دورتو آمدم دور تو گردیدم ولی نشناختم درحریم ساقی کوثر نگاهم برتو بود کوثر از جام تو نوشیدم ولی نشناختم درکنار مسجد کوفه تو را گفتم سلام ...

Read More »

من از اشکی که می ریزد ز چشم یار می ترسم

1_bigharar.ir-211 copy

من از اشکی که می ریزد ز چشم یار می ترسم از آن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس من از خوابیدن منجی درون غار می ترسم رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزند من از گرداندن یوسف سر بازار می ترسم همه گویند این جمعه بیا ، امّا درنگی ...

Read More »

امشب حسد بر خاکیان، بی حد برند افلاکیان

1

امشب خدا لطف نهان خود هویدا می کند امشب تفاخر فرش بس بر عرش أعلا می کند امشب دو تا را جفت هم، از صنع یکتا می کند یعنی علی ماهِ رخ زهرا تماشا می کند با چشم دل در صورت او سیر معنا می کند **امشب حسد بر خاکیان، بی حد برند افلاکیان خندان چمن؛ رقصان دمن؛ خوش دل ...

Read More »

برگرد ای توسل شب زنده دارها..

Demo_Veladat_imam_Zaman

برگرد ای توسل شب زنده دارها پایان بده به گریه ی چشم انتظارها از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو حاجت روا شوند هزاران هزار ها یکبار نیز پشت سرت را نگاه کن دل بسته این پیاده به لطف سوارها از درد بی حساب فقط داد می زنیم آیا نمیرسند به تو این هوارها؟ ما را به جبر هم که شده سر به زیر ...

Read More »