شهدا

كجاست اين آقاي شهردار تا ببيند؟

35194

وقتي آقا مهدي، شهردار اروميه بود، يك شب باران شديد باريد. به طوري كه سيل جاري شد. ايشان همان شب ترتيب اعزام گروه امداد را به منطقه سيل زده داد و خودش هم با آخرين گروه عازم منطقه شد. پا به پاي ديگران در ميان گل و لاي كوچه كه تا زير زانو مي رسيد، به كمك مردم سيل زده ...

Read More »

هنرمند مثل شهید صیاد، مجاهد مثل شهید آوینی

Shahidan Aviny Va Sayad 92

دوربین راوی یا اسلحه مجاهد؟! چهره هنری یا وجهه نظامی؟! هنرمند و نقاش و نویسنده و مستندساز یا سرباز و سرهنگ و سردار و امیرسپهبد؟! لباس اسپرت آبی‌رنگ یا جامه خاکی رزم؟! خودکار یا فشنگ؟! قلم یا گلوله؟! بوم یا دیدگاه؟! پشت مانیتور یا بالای سنگر؟! حیاط حوزه هنری یا زمین صبحگاه دوکوهه؟! مطالعه هیچکاک یا جنگ در کردستان همراه ...

Read More »

محدثه: «آن دنیا پارتی داریم»

143674_175

«مدافعان حرم» که این روزها نام آن‌ها را زیاد بر سر زبان‌ها می‌شنویم و هر از گاهی پیکرهای مطهر و آسمانی شده این عزیزان، فضای شهرها و روستاهای کشور را مملو از عطر خوش شهدا می‌کنند، هر کدام برای خانواده خود، عزیز و دوست داشتنی بودند و چه بسیار از آن‌ها که فرزندان کوچک و نازدانه‌های خود را به همسران ...

Read More »

شهیدی که از محل قبر خودش خبر داد

1

دید ما نمی فهمیم، بغل دست قبر این شهید با انگشتش یه دونه چارچوب قبر کشید، روش نوشت: شهید عبدالمطلب اکبری. بعد به ما نگاه کرد و با اشاره گفت: نگاه کنید! خندید، ما هم خندیدیم. گفتیم شوخیش گرفته. یکی اومد نشست بغل دستم، گفت: آقا یه خاطره برات تعریف کنم؟ گفتم: بفرمایید ! یه عکسی به من نشون داد، ...

Read More »

وصیت نامه شهید علی سیفی نسب

08356922799374870661

وصيت نامه «طلبه شهيد: علي سيفي نسبت» «يا ايها الذين آمنوا ما لكم اذا قيل لكم انفروا في سبيل الله اثاقلتم الي الارض اَرضيتم بالحيوه الدنيا من الاخره فما متاع الحيوه الدنيا في الاخره الا قليل» (توبه/۳۸) الهي ما عرفنا حق معرفتك و ما عبدنا حق عبادتك. بارالها! من از تو معذرت مي خواهم كه تو را دير شناختم و ...

Read More »

ماشین بیت‌المال

JM_SH4

بعضی از قوم و خویش‌هایمان که از شهرستان می‌آمدند، رسیده و نرسیده گله می‌کردند: «آخه این درسته که علی آقا ماشین و راننده داشته باشه، اون وقت ما از ترمینال با تاکسی بیایم؟ ما که تهران رو خوب بلد نیستیم!» اما گوشِ پدر به این حرف‌ها بدهکار نبود؛ می‌گفت: «طوری نیست؛ فوقش دلخور می‌شن. اونا که نمی‌خوان جواب بِدن، منم ...

Read More »

بوی بهشت در قطعه ۲۶، ردیف ۳۲، منزل شهید سید احمد پلارک

JM_SH3

شهید سید احمد پلارک در یکی از پایگاه های زمان جنگ ، به عنوان یک سرباز معمولی کار میکرد . او همیشه مشغول نظافت توالت های آن پایگاه بوده و همیشه بوی بدی بدن او را فرا میگرفت . تا اینکه ….. در یک حمله هوایی هنگامی که او در حال نظافت بوده ، موشکی به آنجا برخورد میکند و ...

Read More »

پلاستیک به جای ساک ورزشی

JM_SH2

حدود سال ۱۳۵۴بود که مشغول تمرین بودیم که ابراهیم وارد سالن شد و یکی از دوستان هم بعد از او وارد سالن شد و بی مقدمه گفت: داداش ابراهیم ، تیپ وهیکلت خیلی جالب شده.وقتی داشتی تو راه می اومدی دوتا دختر پشت سرت بودن و مرتب از تو حرف می زدن،شلوار وپیراهن شیک که پوشیده بودی و از ساک ...

Read More »

همه چيز در مورد شهيده زينب كمايي

JM_SH1

دختری نوجوان و انقلابی که در ابتدای دهه شصت و در کوران تحرکات شوم سازمان منافقین ، به دلیل فعالیت های سیاسی و مذهبی اش مورد خشم و کینه اعضای این گروه قرار میگیرد و  اعضای سازمان منافقین به طرز دلخراشی با گره زدن چادرش دور گردنش، ایشان رو ترور میکنند. شهید ۱۴ ساله  زینب(میترا) کمایی  به سال ۱۳۴۶ در ...

Read More »

خاطرات ناب از شهيد مهدي باكري

Javananemontazer_madi_bakeri

” تا وقتی دولت‌هایی مثل اسرائیل و آمریکا و فرانسه و انگلیس وجود دارند، مردن جز با شهادت معنا ندارد.”  شهید مهدی باکری مهدي باكري در سال۱۳۳۳ در شهرستان مياندوآب به دنيا آمد. در همان كودكي، مادرش را از دست داد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه در اروميه به پايان رسانيد. در سال آخر دبيرستان، هم زمان با شهادت برادرش «علي» به ...

Read More »